بستن تبلیغات

منیم نازلی ملکلریم

منیم نازلی ملکلریم

دفتر خاطرات(سیزلی گونلریم)

سلام ملوسكاي من 

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

چند روز پيش سويل جون هوس جوجه كباب كرده بود بابايي هم كه هميشه براي كباب پزي اماده باشه زودي فيله خريد و بساط كبابو اماده كرد و با اراز وسويل تو حياط خلوتمون مشغول شدند 

خوشمزه

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

جوجه كباب

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

جوجه كباب

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

جوجه كباب

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

اينجا  ارازي داره ميگه هيسسسسسساکت

جوجه كباب

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

 بابايي حواس پرت يادش رفت بطري نفتو بذار جايي كه اراز نتونه برداره و درش هم شل بود و فرداي اونروز خاله رويا و سپيده اومده بودند ناهار خونه ما و چون ناهارمون دير كرده بودوقت تمام تمام فكرو ذكرم پيش غذا بود همينكه سفره رو پهن كردمو نشستيم ديدم ارازي با بطري داره مياد خاله رويا گفت اون چيه ارازي سر كشيد دويدم رفتم از دستش گرفتم بوش كردم خاك بر سرم همه نفتو خورده بود تمام بدنم كرخت شد دست و پامو گم كردم نميدونستم چيكار كنم چي بدم همش ميگفتم داش باشيما يازيغ اولدومآخ دهنش بو كردم بد جوري بوي نفت ميداد از دست بابايي انقد عضباني بودم کلافه باور كنين اگه خونه بود خفش ميكردم (كي؟من؟ ) از حرص و اضطراب احساس كردم فشارم رفت بالا به بابايي زنگ زدم حرصمو سرش خالي كنم زنگ زدم بدهكار شدمعصبانی بابايي ميگفت تو حواست كجا بود بچه نفت خورده منم با عصبانيت قطع كردم بعد چند دقيقه زنگ زده ميگه اراز چطوره ميگم خوبه داره ميخنده ميگه نگران نباش نفت چيزيش نميكنهابرو تا ميتونستم به ارازي ماست دادم و در تمام طول اين مدت خاله ها از خنده روده بر شده بودند و خود اراز هم با خنده خاله هاش قهقهه ميزد كم كم داشتم نگران ميشدم نكنه نفت مغز بچم اثر گذاشته خلاصه بعد كمي فكر و خيال زنگهاي هر 10 دقيقه اي بابا با خودم گفتم حالا نفته هر كاري ميتونسته كرده و من بايد زندگي بعد از اينو قبول كنم سويل اين وسط چيكار ميكرد؟ همش ميگفت ايواااااااااااااااااي مامان؟ 

يعني هر چي كباب خورده بوديم زهر مارمان شد 

شكر خدا با خوردن ماست و شير پاستوريزه و شير خودم بلا رفع شد ولي من ب اين نتيجه رسيدم كه تا مادرم هميشه قلبم تو دهنم زندگي خواهم كرد 

جمعه

ارازي ميز جلو مبليمونو انقد روش سوار شده بود و عقب و جلو رفته بود كه پيچاش شل شده بود و عكس زير با بابايي داره تعميرش ميكنه

تعمير ميز

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

تعمير ميز

 

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

و عصر جمعه با هم رفتيم بازار تربيت واسه جوجه هامون جوجه بگيريم 

از اون اقايي كه داره با تعجب نگامون ميكنه گرفتيم

جوجه

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card

جوجه

osterkueken-0004.gif from 123gifs.eu Download & Greeting Card 

جوجيش

جوجيشهاي من با همه با مزه گيهاي بي مزتون دوستون دارم 

نوشته شده در  يکشنبه 29 ارديبهشت 1392ساعت 16:00  توسط مامان سویل و آراز 

سلام مامانيها 

ارازي عزيزم چند روزيه كه دندونه ششم و هفتمت از بالا همون دندونهاي اسياب اولت زده بيرون( كلي از اينترنت تحقيق كردم فهميدم كدوم دندونه هااااااااااااا)و جاي دندون هشتمت باد كرده و احساس ميكنم يكم از نوكش بيرونه دندون

و حالا تو در ماه نوزدهم عمرت هستي پسرم شكر خدا تا حالا همه دندونات بدون اذيت در اوردي و من از اين بابت خيلي خوشحالم و خدا رو شكر ميكنم انشالله كه خودم چشت نزنم از فردا زبونم لال مريض نشي اخه ميگن مامانا بيشتر از همه نسبت به بچه هاشون بد نظرن 

دندون

To save your montage, right click on it and choose 'Save image as...'

To save your montage, right click on it and choose 'Save image as...'

اينم دختر طناز خودم سويل جون

To save your montage, right click on it and choose 'Save image as...'

نوشته شده در  سه شنبه 24 ارديبهشت 1392ساعت 17:30  توسط مامان سویل و آراز 

سلام الوچه هاي شيرين من 

امروز ميخوام چند تا عكس از ارازي بذارم نميگم شلوغي چون خيلي با مزه و خنده دارن اين عكسارو خاله رويا برام فرستاده و اصرار كرده بذارم تو وبتون منم به درخواست خاله ميذارم زبان

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

با خاله سپيده داشتيم خونه تكوني ميكرديم و تقريبا تموم كرده بوديم و خوشحال و خسته و كوفته ميومديم بشينيم استراحت كنيم كه با اين منظره مواجه شديمتعجب گریه

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

وقتي ارازي دختر ميشودمژه

شيطونيهاي ارازي

 نصفه شبه و اراز همچنان پر انرژي و در همه حال خندان ابروچشم

شيطونيهاي ارازي

ارازي تازه تاتي تاتي رفتنو ياد گرفته و بلافاصله شروع به صخره نوردي كردهیپنوتیزم

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

اين هم عكس يكي از گربه هايي كه چند پست قبل گفتم به چادرمون حمله كرده بودند استرساوه

شيطونيهاي ارازي

اقا اين گربه رو هفته پيش خاله سپيده واسه دخترش اورده بود و از قضاي روزگار ما هم رفتيم ارازي با ديدن گربه هم ميترسيد و هم ول كنش نبود همش ميگفت پيشي بغل هم نميگرفت بعدا  يكم ترسش رفع شد و به زور بغل كرد بيچاره گربه رو انقد به خودش فشار ميداد كه كم مونده بود نفسش بند بيادآخ

خاله سپيده ميگه رنگ چشاش عين چشايه ارازهمژه

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

اينم دخملم اراز

شيطونيهاي ارازي

اين دامنو هفته پيش واسه جيگر خاله ياغمور جون دوختيم نه ببخشيد درست كرديم ولي ياغموري تن به پرو كردن اين دامن نداد پسر فداكار من جورشو كشيدقهقههقهقههقهقهه

شيطونيهاي ارازي

شيطونيهاي ارازي

اينم جنگ اراز و ياغمور سر صندلي ياغمور جون اين بساط هر هفتمونه از دست اين وروجكها اينا بزرگ بشن چيكار ميكنن يعني ما دو تا خواهر چيكار ميكنيماسترسبامن حرف نزن

شيطونيهاي ارازي

كي برنده شد؟زبانتشویق

شيطونيهاي ارازي

 

نوشته شده در  دوشنبه 23 ارديبهشت 1392ساعت 3:18  توسط مامان سویل و آراز 

سلام به دو گل زنبق من 

ميخوام اين پستم از شيرينكاريهاي جديد اراز بيك بگم از بلاهايي كه سرم مياره از صبح تا شب كارم شده دنبال اراز دويدن و ريخت و پاشهاي ارازو جمع كردن اعتراف ميكنم بعضل موقعها خيلي كلافم ميكنه مخصوصا اون روزي كه تو خونه حوصلم سر رفته و نياز به ارامش دارم اقا اون موقع ارازي گير ميده همه چيز ميخواد شير ميخواد اب ميخواد جيش ميگه ميريم دستشويي دو ساعت منتظر ميمونيم اقا بعد كلي ادا و اطوار در اوردن جيششو نميكنه ميايم خونه دو سه قطره رو پاهاش ميكنه دم به ساعت قاقا ميخواد بعد ميگه پيشي ميريم جلوي اكواريوم واي ميسيم تا اقا از نگاه كردن بهشون خسته بشه بيايم بشينيم تازه ننشسته ميگه پيشي كه ايندفعه بايد بريم حياط تا بلكه گربه اي گذرش به بالكن ما بيافته بعد اقا اراز رضايت بده بيايم تو جالبه از همشون هم ميترسه تا ميام جارو بكشم با جيغ و داد جارو رو ازم ميگيره وقتي ميبينم ديگه زورم بهش نميرسه ميگم باشه اراز جارو رو بكشه منم برم دنباله كاراي ديگم كه اقا مياد نميذاره به كارهام برسم و همه اين كارارو وقتي ميخواد بكنه پاچه شلوارمو تا جايي كه امكان داره به طرف خودش ميكشه همه شلوارام شدن شلوار دامني خلاصه ( حالا كه كار از نوشتن شيرينكاري گذشت و به شكايت تبديل شد يهو تصميم گرفتم هر چي تو دلمه بنويسم ) ديگه اينكه همش ميگه ناناي منم واسش اهنگ شاد ميذارم پا ميشه ميره منم خاموشش ميكنم باز مياد ميگه ناناي زبانهمش با ظرفهاي اشپزخونه مخصوصا قابلمه هايي كه تازه خريدم بازي ميكنه بايد تجهيزاتشم كامل باشه ملاقه كفگير قابلمه كه بايد در هم داشته باشه دو تا قابلمه و ماهي تابه كهنه دادم بهش قبول نميكنه پسريه بد خيلي بابايي شده همش گوشش به زنگ در و تلفنه كه حالا بابايي مياد بماند كه بابايي رو بيشتر از من و قاقا هاي دست بابارو بيشتر از بابا دوست داره 

حالا داره خوابم مياد ميرم سراغ عكسا ولي ارازخان كارات يادم بيافته ميام به اين پست اضافه ميكنم فكر كردي بله 

ادامه مطلب

نوشته شده در  پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392ساعت 11:05  توسط مامان سویل و آراز 

friend - emoticonswallpapers.comسلام جيگملاي مامان

 سويل جون دو تا عكس از روز بدون كتاب كه هفته پيش تو مدرستون بود ميذارم اونروز خيلي بهت خوش گذشته بود تا شب همش واسمون تعريف ميكردي چادر بزرگ مسافرتيمونو برده بودي 6 نفر بودين تو سالاد الويه و پفك و كرانچي و پتوي داداشت رو با نوشابه و چيزاي ديگه كه يادم نيست برده بودي از شانستون بارون شديدي اومده بود و همه بچه ها چادراشونو تو حياط ول كرده بودند رفته بودن تو كلاس و همونجا تو كلاس روي زمين بساطتونو پهن كرده بودين ولي با اين حال خيلي خوشحال بودي كه با دوستات بازي كرده بودي بماند كه چادر و پتوي داداشي خيس اب بود و همينطور لباسات ولي عيب نداره خوشحاليم از خوشحالي تو 

 

totalgifs.com barrinhas gif gif 62.gif

اين عكسارو معلمتون ازتون گرفته 

 

از سمت راست فكر كنم خودتي دوستت مائده و ايسان همون دوستايي كه همش با هم قهر و اشتي ميكنين

روز بدون كتاب

totalgifs.com barrinhas gif gif 62.gif

روز بدون كتاب

totalgifs.com barrinhas gif gif 62.gif

پاهاي دخترانه ام  

                       روي نردبان زندگي  

                                                     كفش عوض ميكنند

....... خدايا نرده را محكم بگير ...!

 

 

نوشته شده در  دوشنبه 16 ارديبهشت 1392ساعت 16:30  توسط مامان سویل و آراز 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 26 صفحه بعد