منیم نازلی ملکلریم

دفتر خاطرات(سیزلی گونلریم)

http://zibasaz.niniweblog.com/

کودکی اندیشید که خدا چه میخورد 

چه می پوشد و كجا خانه دارد؟

ندا آمد: غصه بندگانش را ميخورد،

گناهان بندگانش رامي پوشد

ودر دل شكسته ای خانه دارد.

نوشته شده در يکشنبه 28 ارديبهشت 1393ساعت 20:28 توسط مامان سویل و آراز

happy birth day (13)

شنگول و منگول من سلام 

سلام به همه دوستان

بالاخره مراسم تولد یاغمور جونم با همه خستگیها و استرسهای شیرینش و دودلیها و بگیریم و نگیریمهای باباش  برگزار شد و گل من حالا یه دختر خانوم سه ساله ست(البته 3 ابان 3 ساله میشه ولی ما دو هفته زودتر سه سالش کردیمخندونک)

قضیه از این قراره که شنبه 19 مهر من و ارازی تازه از خواب بیدار شده بودیم که زنگ خونمون خورد و باز کردیم خاله سپیده و یاغمور اومدن و گفتن دوشنبه میخوان خونه ما تولد بگیرن

انقدر دستپاچه شدم نمیدونستم چیکار کنم اخه قرار بود جمعه 25 مهر تولد بگیرن منم برنامه ریزی کرده بودم که از سه شنبه شروع به تمیز کردن اساسی خونمون کنم تا برای تولد شما هم اماده باشه دستپاچه و عصبانی شدم چون وقت، خیلی کم بود ولی با کمک خاله و اناجون بالاخره همه چیزو مرتب کردیم و خریدهامونو انجام دادیم و توی این وقت کم تا حدودی تونستیم تزییناتی با تم چشم نظر درست کنیم

جشن تولد دوشنبه 21 مهر 93 مصادف با عید غدیر خم بود

خاله 60 نفر مهمون دعوت کرده بود که فقط 30 نفرشون اومدن بهتر هم شد خلوت تر بود و راحتتر تونستیم رقص و شادی کنیم

توضیحات تولد همراه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393ساعت 22:41 توسط مامان سویل و آراز |

گل  من شیطون  و  بلاست           کودک  من  چه  ناقلاست

 

 گاهی دوست پرنده هاست           او   عاشق پروانه هاست

گاهی زمین گاهی هواست           همیشه  به  یاد   خداست

گاهی تو باغ وباغچه هاست           گاهی فکر  ستاره هاست

او   کودک   قشنگ   ماست           همیشه شاد و با  صفاست

 

نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر 1393ساعت 13:23 توسط مامان سویل و آراز |

سلام به فنچول های مامان

سلام به دوست جونامبغل

اول از هر چیزی ماهگرد دو تا گلم با کلی تاخیر و شرمندگی مبارکخجالت

ارازم 35 مین ماهگردت مبارک عروسکمجشن

سویل من 131مین ماهگردت مبارک عشقم جشن

حالا که این مطلبو مینویسم شما .: آراز کوچولو تا این لحظه ، 2 سال و 11 ماه و 8 روز سن دارد :

.: سویل جونم تا این لحظه ، 10 سال و 11 ماه و 8 روز سن دارد 

و تا تولدتون فقط 20 روز مونده دلغک

تولدتون امسالتون مصادف با سوم محرم هست و نمیتونیم مثل هر سال جشن تولد بگیریم و خودمون چهار نفری تولد میگیریم چشمک

گلهای من بالاخره پاییز با همه بی روحی و سردی و اومد 

پاییز فصلیه که من اصلا دوستش ندارمغمناک من بارونو خیلی دوست دارم ولی هوای گرفته بارونی رو دوست ندارم دلم میگیرهغمگین دو هفته ای هست که هوا سرد شده و همه بخاریهاشونو نصب کردن

از فصل پاییز دو روز 7 ابان و 19 اذر برام عزیزنمحبت و بقیه ش کسل کنندس تا چشم باز میکنی میبینی شب شد و خود به خود خوابت میاد منم که عاشق خوابیدنخواب

از اینکه مامانی اینقدر تنبل شده و دیر به دیر وبتونو اپ میکنه ببخشید گاهی انقدر دیر میشه که یادم میره از کجای زندگیمون براتون ننوشتم حالا هم سعی میکنم چیزی از قلم نندازمزیبا

توی این چند روز یه اتفاق خوب افتاد که اونم اینه که بالاخره خاله سپیده اینا بعد از 2/5 سال، پنجشنبه 10 مهر 93 خونشونو تحویل گرفتن و تا چند ماه اینده بعد از کابنت و پارکت و کمد کردن خونشون انشالله عید امسال میرن خونشون و از این بابت خیلی خوشحالیمجشن حتی دیروز همگی رفتیم خونشونو تمیز کردیمخسته و تا عصر اونجا بودیم شام هم خونه خاله خوردیم و اومدیم

هفته بعد 21 مهر مصادف با غدیر خم جشن تولد یاغمور جون با تم چشم نظر گرفته میشه که مراسم خونه ما برگزار میشه و من مشغول تمیز کردن خونه و خاله مشغول درست کردن و تهیه ملزومات تولده دلغک

و حالا شیرینکاریهای اراز کوچولو محبت

ارازی اینروزا همه رو به تولدت دعوت میکنی 

از یاغمور هم میپرسی منو دعوت کردی تولدت یاغمور؟بوس

یه چند وقتی بود که کلمه بی ادبو تکرار نمیکردی ولی باز هم به همه میگی بی ادب حتی اگه طرف بهت محبت کنه در جوابش میگی بی ادبعصبانی

خیلی خجالتی هستی نمیدونم چرا اینطوری هستی چون من و بابات ادمای خجالتی نیستیم ولی تو انقدر خجالتی هستی که به غیر از خانواده خودمون به بقیه خجالت میکشی سلام بدیخجالت

همیشه وقتی میریم خونه انا جون و عزیز جون بهت سفارش میکنمزیبا که به همه سلام بگی و دست بدی میگی چشم ولی وقتی وارد خونشون میشی سرتو میندازی پایین و هر چقدر باهات حرف میزنن سرتو بالا نمیاری و جوابشونو نمیدی دلخور

میونت با ابجی خیلی بهتر شدهمحبت طوریکه بر خلاف پارسال، امسال صبحها تا چشاتو باز میکنی اول میپرسی ابجی کجاست وقتی میگم مدرسه ست هر 10 دقیقه یه بار میگی بریم ابجی رو بیاریم من داریخدیم(من حوصلم سر رفت)کچل معمولا یا باهم بازی میکنید یا جلوی تلویزیون سرتو میذاری رو شونه ابجی و کارتون تماشا میکنین و یا با هم تبلت و گوشی بازی میکنینفرشته

همچنان به ماشین پلیس علاقه داری دوبار برات ماشین پلیس گرفتم اولی رو از تهران گرفتم که گمش کردی و دومی رو هم خرابش کردیعصبانی

کلا به ماشین خیلی علاقه داری حالا چه ماشین واقعی که با دیدن ماشین های رنگی مدل بالا محو تماشاشون میشی و همش میگی مامان بابا اینو برام بخرین و چه ماشین اسباب بازی و چه انواع مسابقات ماشین رانی که بابات برات توی تبلتت نصب کرده یعنی عاشق و دیوونه ماشینی زبان

توپ هم دوست داری ولی نه به اندازه ماشینآرام

غذات کم شده ولی همه چیز میخوری خدا رو شکر میوه خوردنت هم به خودمون رفته همه میوه هارو دوست داری خوشمزه

هنوز هم وقتی پیاده میریم بیرون باید به اقا گاوه (همون مجسمه گاو که عکسشو پستهای قبل گذاشته بودم) سر بزنیم و تو بهش بخندی و بای بای کنی بای بای

 

کلماتی که با شیرین زبونی مخصوص خودت میگیبوس

اسکورت(اسکوتر)- جوبات(جوراب) - کیبات (کتاب)- مَمَسَ (مدرسه) - بیداد(مداد)- ویان(لیوان)- تِوون(تلویزیون) تَلیپ(تبلت)- تِفون(تلفن)- ماکُّنک(بادکنک) - مادمادَک( بادبادَک)-

یه چیز جالبی که امروز گفتی و خوشم اومد با یاغمور بازی میکردی بهش یه چیزی توضیح میدادی که وسط حرفت گفتی باباآآآآآآآآآم که یهو بابا یادت افتاد به یاغمور گفتی یاغمور به من بگو بابا من و خاله خیلی به حرفت خندیدیمقه قهه

قربونت برم که دیگه داری خودتو در نقشهای مختلف مثل پلیس و بابا و ارایشگر و ... تصور میکنیمتنظر

 

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 12 مهر 1393ساعت 15:00 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 7 مهر 1393ساعت 1:06 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 1 مهر 1393ساعت 21:29 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

عزیزانی که از پیشمون رفتن... رفتن به دور دورها... به جایی که شاید رفتن و دیدن یه رویا باشه


نوشته شده در سه شنبه 25 شهريور 1393ساعت 1:14 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه 21 شهريور 1393ساعت 2:10 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه 13 شهريور 1393ساعت 19:56 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در شنبه 1 شهريور 1393ساعت 0:16 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه 23 مرداد 1393ساعت 20:20 توسط مامان سویل و آراز |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 28 صفحه بعد