منیم نازلی ملکلریم

دفتر خاطرات(سیزلی گونلریم)

به وبلاگ نازلی ملکلر خوش اومدین

http://zibasaz.niniweblog.com/

کودکی اندیشید که خدا چه میخورد 

چه می پوشد و كجا خانه دارد؟

ندا آمد: غصه بندگانش را ميخورد،

گناهان بندگانش رامي پوشد

ودر دل شكسته ای خانه دارد.

تابستانی که گذشت -سفر به شمال و تهران

سلام به دو تا نور چشم مامان و بابا  و سلام خیلی گذم به دوستای گلم که دلم واسشون تنگ شده بود و امروز تصمیم گرفتم بیام و چند کلمه ای بنویسم  همینک که دارم براتونم مینویسم شما دو تا خواهر و برادر خونه عزیز جونتونین بابایی هم خوابیده و منم از تنهایی حوصلم سر رفت اومدم به وبلاگتون سر بزنم  به وبلاگ بعضی از دوستان هم سر زدم ماشالله بچه ها چقدر زود بزرگ میشن خدا همشونو واسه پدر مادرشون نگه داره تازه یکی از دوستامون هم (الناز جون) نی نی های دوقلوشو به دنیا اورده که خیلی نازن خدا حفظشون کنه  یکی از دوستامون هم باردارن ایشالا به سلامتی به دنیا بیارن از دست خودم خیلی عصبیم که روزهای قشنگ تابستون ...
20 شهريور 1394

اخرین پست سال 93

سلام به دو شب بوی زندگی ما که هر روز از عطر خنده ها و بازیهای کودکانه شون من و بابایی تو اوج اسمونا هستیم عزیزای من این اخرین پست سال 93 هست و ما هم مثل همه ایرانیهای عزیز اماده ایم که سال 93 رو بدرقه کنیم و وارد سال 94 بشیم شکر خدا سال 93 با همه جداییها و اتفاقات خیلی خوب تموم شد اتفاقات بد مثل رفتن عمو احمد اینا از ایران ، اتفاقات خوبی هم مثل خونه گرفتن اناجون و تحویل گرفتن اپارتمان خاله سپیده اینا بود درسته واسه خودمون اتفاق خاضی نیوفتاد ولی با خوشیها و ناخوشیهای عزیزانمون ما هم هر طوری بود  سالو به اخر رسوندیم دو سه ماهی است که وبتونو اپ نکردم ولی با عکس خریدهای نوروزیتون و عکسهایی که تو این چند ماه و عکسهای چهارشنبه سور...
29 اسفند 1393

تولد خاله رویا

سلام به دو خون من ، جون من ، همه وجود من و سلام به همه دوستای گلم امیدوارم دلتون شاد تنتون سلامت باشه گلای من خیلی ببخشید که خیلی وقته نمیتونم وبلاگتونو بروز کنم  امروز با عکسای تولد خاله رویا که 12 دی بود اومدم  تولد خاله رویا روز جمعه بود که صبحش با خاله سپیده و یاغمور رفتیم پارک و شما دل سیر بازی کردید هوا کمی سرد بود ولی باز هم هوای سرد نتونست مانع بازیتون بشه و در اخر هم بزور اوردیمتون خونه بعد از ظهر هم واسه خاله یه تولد 7 نفره کوچولو گرفتیم که خیلی خوش گذشت  پارک شهرک اندیشه که تازه درست کردن و پارک بزرگیه ...
16 بهمن 1393

مهدکودک رفتن اراز - تئاتر عروسکی توپلان و خونه مادر بزرگ

سلام سلام به دو تا ماه خونه ما سلام به همه دوستان نازنینم ارازی 8دی 93 بردمت مهد کودک حامد ، که نزدیک خونمونه خیلی خوشحال بودی همش میگفتی میرم مدرسه مامان ماشینامو هم بردارم ؟ دوچرخمو هم ببرم؟ گاگا چی بخورم ؟ قربون اون ذوق کردنت برم که تصمیم 50 درصدی منو با ذوق کردنت 100 درصد کردی  البته برای یک ماه امتحانی  نیم ساعت مهمون مهد بودی از شانست جشن یلدا گرفته بودن و بهت بد نگذشته بود فقط چون من تورو گذاشتم مهد و برگشتم خونه و تو تنها موندی با ترانه ای که تو مهد گذاشتن و صدای گربه میومده گریه کردی بعدش تو رو با ماشینهای دیگه سرگرمت کردم لی در کل خوب بود و همش میپرسیدی فردا هم میاری مدرسه ؟ مامان واسم کیف میخ...
14 دی 1393

ماهگرد اراز و سویل - عکس

سلام به شیرینکهای مامان  و سلام به دوستان خوبم گلای مامان ماهگردتون مبارک  چند روزیه خریدن خونه بد جوری ذهنمو مشغول کرده اخه احساس میکنم هر طوری شده باید یه خونه کوچیک هر کجاکه باشه سهند اندیشه و یا خود تبریز و اطراف تبریز هر جا که باشه واسه خودمون بگیریم چون وضعیت اجاره ها سرسام اوره . هر روز و هر دقیقه سایت دیوارو نگاه میکنم شاید خدا خواست و یه خونه ارزون پیدا کردیم و با فروختن ماشینمون و وام و قرض و قوله تونستیم بگیریم درسته که بابایی گاهی ناامیدم میکنه ولی دلم روشنه که یه خونه به زودی خواهیم گرفت   روزهای پاییز با همه بی روحی ش تموم شد و زمستان 10 روزه که شروع شده ولی...
9 دی 1393