منیم نازلی ملکلریم

دفتر خاطرات(سیزلی گونلریم)

http://zibasaz.niniweblog.com/

کودکی اندیشید که خدا چه میخورد 

چه می پوشد و كجا خانه دارد؟

ندا آمد: غصه بندگانش را ميخورد،

گناهان بندگانش رامي پوشد

ودر دل شكسته ای خانه دارد.

نوشته شده در يکشنبه 28 ارديبهشت 1393ساعت 20:28 توسط مامان سویل و آراز

http://zibasaz.niniweblog.com

 

سلام به گلهای 3 سال و یک روزه و 11 سال و 1 روزه من

و سلام خیلی خیلی گرم به دوستان مهربونم

این پست کاملا به سلیقه سویل جونم گذاشته شده بود و چند تا عکس کاملا پوشیده و بدون روسری سویل یازده ساله بود که از طرف مدیریت حذف شد واقعا خیلی ناراحتغمگین و عصبانی شدم عصبانی

من تو سایتهای زیادی عکس خصوصی (منظورم بدون روسری )دیدم که به نظر من وقتی برای خود شخص گذاشتن اونها توی اینترنت ایرادی نداره چرا باید سایت اونهارو حذف کنه بخصوص اینکه همشون رمز دارن و در ملاء عام نیستن قهر

حالا  چه رسد به دختر من که بهش میگیم دختر بچه 11 ساله یعنی بچه گریه

با چه ذوقی تیپ میزد و بهم میگفت عکسمو بنداز بذاریم وبلاگمون ... حالا من موندم عکسای تولدمون که دخترم لباس بدون استین پوشیده چطوری بذارم غمگین

ضمنا دوستای گلم از بابت تبریکات تولدتون خیلی ممنونممحبت

نظر خواهی دو پست پایینی رو غیر فعال کردم تا بعد از دیدن عکسهای تولد چهار نفرمون که بعد از عاشورا میذارم نظرتونو در مورد تولدمون بنویسید ... قربون دستها و دل مهربونتون ... بغل

انشالله که تو این روزهای عزیز ما رو هم از دعاهاتون محروم نکنید ... فرشته

خب چیکار کنیم نشد عکسهای گل دخترمو بذارم بریم سراغ عکسهای اراز جونمغمناک

http://zibasaz.niniweblog.com/

 

ارازی فردای تولدتون میخواستم باد بادکنکهارو خالی کنم گفتم چند تا عکس ازتون بگیرم 

2072

2072

امروز از صبح با ابجی جون مشغول تمیز کردن خونه مثل بمباران شده بعد تولدتون بودیم ولی مگه با وجود تو میشه خونه خلوتی داشت اینم وضع پذیرایی و اتاق خودتونهگریه

اینجا هم این ساختمونو واسه من درست کردی گلمتشویق

2072

وقتی داشتم از ابجی عکس میگرفتم گفتی از منم عکس بگیر

2072

اینجا هم مذرسه ابجیته که خواستم ازت عکس بگیر از مردم ازاریت سر به کوه و بیابان گذاشتی که عکس نگیرم

2072

2072

و من مگه به این راحتیها ولت میکنم شیطان قربون اون خنده هات برم من 

2072

هفته پیش خاله سپیده یاغمور جونو دو روز متوالی اورد خونمون و خودش رفت جایی

خواستم بخوابونمتون از حسودی هم هردوتون گفتین من رو پات میخوابم دیدم جنگ به راه افتاد هر دوتونو گذاشتم رو پاهام بخوابین شما هم خوشتون اومده بود و اینطوری میخندیدین

2072

و بالاخره خوابیدین ...خواب بوس

 

نوشته شده در پنجشنبه 8 آبان 1393ساعت 22:11 توسط مامان سویل و آراز |


 

آرازجون يك سال و سويل جون
آرازجون يك سال و سويل جون
آراز کوچولو
آراز کوچولو
سویل جونم
سویل جونم
آرتین
آرتین
عليرضا
عليرضا
یگانه عشق مامان بابا جان
یگانه عشق مامان بابا جان
ایلیا
ایلیا
درسا
درسا
امير محمد
امير محمد
نفس
نفس
امیر بهداد
امیر بهداد
آروین جان
آروین جان
آنیا
آنیا
رادین
رادین
ارشاک
ارشاک
آترين
آترين
فاطمه
فاطمه

 

متن تبریک گویی سایت نینی وبلاگ بالای صفحه

.: آراز کوچولو ، 3 سالگیت مبارک

.: سویل جونم ، 11 سالگیت مبارک 

نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان 1393ساعت 0:34 توسط مامان سویل و آراز

سلام به  زیباترین قصه های زندگی من که با شروع زیباشون زندگی ما شیرینتر شد

عزیزای من فردا تولد هر دوی شماست و من باز هم مثل هر سال سرشاز از ذوق و احساسم

باز هم مثل هر سال ثانیه به ثانیه تولدتون تا به امروزمون مثل فیلم از جلوی چشمام رد میشن 

من و بابا با اخرین توانمون سعی داریم بهترین بابا و مامان دنیا براتون باشیم و بهترینهارو براتون فراهم کنیم 

تمام خوشبختی و زیباییهای دنیا تو وجود شما خلاصه میشه

عزیزان من امسال هم از یک ماه مونده به تولدتون من و بابایی شروع به برنامه ریزی برای تولدتون کردیم

امسال دوست داشتیم یه تولد چهار نفره بگیریم 

منم براتون بادکنک و کلاه و شمع و  بادکنک فویلی با طرح باب اسفنجی گرفتم 

ریسه و لیبل هم خودم درست میکنم البته اگه خدا بخواد و بابا برنامه هامو مثل همیشه بهم نزنه

من دلم میخواد تولدتون تو روز خودش یعنی 7 ابان گرفته بشه ولی بابایی میگه نگه داریم بعد سوم امام 

یواشکی بهتون بگم که سورپرایزهایی هم براتون داره ... سیــــــــــــــسهیس

راستی یادم رفت بگم امروز سوم محرمه 

اگه شامو نریم بیرون میخوام ته چین مرغ و یا بادمجان و ژله رولت یا ساده میوه ای با سالاد انار درست کنم 

انقدر تو ذوقم خورده و برنامه هام بهم ریخته که حالا با ترس دارم مینویسم میترسم گوش شیطون کر بازم نتونم اونطوری که دلم میخواد براتون تولد بگیرم 

خلاصه که اگه نتونستم ،شما گلای من بدونین که تولدی که تو ذهن مامانی بوده اینچنین بوده

حالا فعلا بریم سراغ چند تا عکسی که این چند روزه ازتون گرفتم

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 5 آبان 1393ساعت 20:44 توسط مامان سویل و آراز

happy birth day (13)

شنگول و منگول من سلام 

سلام به همه دوستان

بالاخره مراسم تولد یاغمور جونم با همه خستگیها و استرسهای شیرینش و دودلیها و بگیریم و نگیریمهای باباش  برگزار شد و گل من حالا یه دختر خانوم سه ساله ست(البته 3 ابان 3 ساله میشه ولی ما دو هفته زودتر سه سالش کردیمخندونک)

قضیه از این قراره که شنبه 19 مهر من و ارازی تازه از خواب بیدار شده بودیم که زنگ خونمون خورد و باز کردیم خاله سپیده و یاغمور اومدن و گفتن دوشنبه میخوان خونه ما تولد بگیرن

انقدر دستپاچه شدم نمیدونستم چیکار کنم اخه قرار بود جمعه 25 مهر تولد بگیرن منم برنامه ریزی کرده بودم که از سه شنبه شروع به تمیز کردن اساسی خونمون کنم تا برای تولد شما هم اماده باشه دستپاچه و عصبانی شدم چون وقت، خیلی کم بود ولی با کمک خاله و اناجون بالاخره همه چیزو مرتب کردیم و خریدهامونو انجام دادیم و توی این وقت کم تا حدودی تونستیم تزییناتی با تم چشم نظر درست کنیم

جشن تولد دوشنبه 21 مهر 93 مصادف با عید غدیر خم بود

خاله 60 نفر مهمون دعوت کرده بود که فقط 30 نفرشون اومدن بهتر هم شد خلوت تر بود و راحتتر تونستیم رقص و شادی کنیم

توضیحات تولد همراه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393ساعت 22:41 توسط مامان سویل و آراز |

گل  من شیطون  و  بلاست           کودک  من  چه  ناقلاست

 

 گاهی دوست پرنده هاست           او   عاشق پروانه هاست

گاهی زمین گاهی هواست           همیشه  به  یاد   خداست

گاهی تو باغ وباغچه هاست           گاهی فکر  ستاره هاست

او   کودک   قشنگ   ماست           همیشه شاد و با  صفاست

 

نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر 1393ساعت 13:23 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 12 مهر 1393ساعت 15:00 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 7 مهر 1393ساعت 1:06 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 1 مهر 1393ساعت 21:29 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

عزیزانی که از پیشمون رفتن... رفتن به دور دورها... به جایی که شاید رفتن و دیدن یه رویا باشه


نوشته شده در سه شنبه 25 شهريور 1393ساعت 1:14 توسط مامان سویل و آراز |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه 21 شهريور 1393ساعت 2:10 توسط مامان سویل و آراز |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 28 صفحه بعد